تقديم به کسي که دلم را اهلي کرد ...

                 sadeha

دل تو اهل اهلي شدن بود اما راهش را نيافته بود...

من فقط در روشني شبهايت نوري كم سو بودم ...

و تو در تيرگي روزهايم خورشيد بي امان شد ي.. !

و مهر زاده شد ...

مهرزاده شد ولي چه کسي آن را ديد ؟

چه کسي درد اين زايش را ميفهميد ؟

آن كس ديد و آنكس فهميد كه مهري در دلش زاده شده است  پيش از اين ...

و چه درد بزرگتريست درد تنها ديدن ...  تنها فهميدن ...

نگو تنها كه اين تن ها ديگر تنها نيستند كه اكنون تن ها شده اند !  ( * )  

من با تو ديگر ما شده ايم  تنهايي مال تنهاست ! نه تن ها !

چه کسي قانون تنهايي را مينويسد؟خانه اش ويران باد ...

وچه کس تنها را تن ها ميکند؟ باغ دلش گلشن باد ...

از كدام قانون سخن گفتي تن هاي من ؟ تنهايي قانون نميشناسد ...

باغ و گلشن تن هايي هم دلي گل گون کافیست  ...

چه کسي سهم مرا خواهد داد ؟

سهم تو ،  سهم تو دگر تنها نيست ! سهم تو سهم من است از تمام اضطراب دنيا ...

سهم تو سهم من است از تمام دل خاكستر شب ...

سهم تو سهم من است و همه سهم مرا هر چه كه هست ،

به امانت به دلت ميسپرم ... !

تا كه روزي شايد برسم از راه و از دلت باز ستانم سهمم

دل ما نازک نيست  دل ما پر درد است ...

دل ما هر چه كه  باشد ساده است ...

سادگي در نفس تو پاينده است !

 دل ما تا به ابد در امانت داريست ...

 روز موعود اگرم دیر شود  ،  من هستم  !

تا تمامش را يکجا به دلت هديه کنم ...

هديه ات بر دلم پيش از اينها  ، سادگي بود ..

همه هر چه كه بود ،  يكجا سپردي به دلم ...

هر چه كه بود و نبود ..

من دلم روشن بود مثل شب هاي دلت ...

همه تيرگي ام تسليمت ...

آنهمه تيره و روشن كه در اين بحث روان بود

همه گرگ و ميش هستي است به سادگيه آب است !

                            ¤    ¤   ¤  

صداي پايي را ميشناسم که با همه صدا ها فرق دارد

تا هميشه منتظر شنيدن صداي پايش  خواهم  ماند ...

-- 

*

تنها = تنها ،‌ بی کس 

تن ها = جمع تن ! تن + ها  

 

 

 

 

                  

 

/ 100 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Mr 88

اينجا رو هم خودم درست کردم تو که عينننننن خيالت نيست انگار نه انگار که باس بری تو ويرايش قالب و .... حالت خوبه ؟

کيا

سلام دوست جان خوبی آپ کردم .. خوشحال ميشم که بيای فعلا

سيب مهربون

م يگم ساده جان.. مجلس ترحيمتو ماه رمضون بگيريم يا همين هفته خوبه تصميم نداری اپ کنی از اينکه تولدم هم اومده بودی مممنون ببخشيد دير اومدم تشکر

نانا

انا لله و انا عليه راجعون !! سيبی بسم الله !! البته سيبی نه ماماسی !

درد سر

سلام اومدم نظر بزارم نشود برگشتم ديگه اين مشکل خودمه ميدونم ولی ادمی که از اون ديار بياد بهتر از اين نميشه منظورم ديار باقيه عیب نداره تازه اومدی داغی درست میشه

نانا

هر چند نوشتی تا صاحبخانه نظر نياندازد نظر نميخوهی ... ولی من دلم ميخواد نظر بدم ! به صابخونه هم بگو اين مهمونی که اومده زيادی شارژ ساختمون رو بالا نميبره ! بگو همين چند خطه !! : { باز یافت چک نویس شعر من به شانه های تخم مرغ } و { من درین قهقرای سادگی و نو شدن شمع نذر سقاخانه میکنم } این دو تا تیکشو هرکی فهمید ، باقیشم میفهمه ! !! فعلا ...

رضا

سلام و درود بر شما و قلم توانمند و دانایتان باستحضار میرساند کلبه درویشی حقیر با مطلبی ببا عنوان دوباره دستانمان پر از دعا میشود بسوی آسمون ...بمناسبت حلول ماه مبارک رمضان و دعوت شده به ضیافتی به میزبانی خداوند متعال بروز شده است مثل همیشه منتظر قدوم سبز و نظرات ارزشمند شما هستم ...با آرزوي قبولي طاعات و عبادات همه دوستان و سروران گرامي از در گاه خداوند متعال ..در اين ماه پرفضيلت ...التماس دعا....... ديده بگشا اي به شهدِ مرگِ نوشينت رضا ديده بگشا بر عدم اي مستيِ هستي فزا ديده بگشا اي پس ازسوء القضا حسن القضا ديده بگشا ازكرم ، رنجورِ دردستان ، علي بحر ِمرواريدِ غم ، گنجورِ مردستان ، علي ديده بگشا رنجِ انسان بين و سيلِ اشك وآه كبرِ پُستان بين و جامِ جهل و فرجامِ گناه تير و تركش ، خون وآتش ، خشمِ سركش ، بيمِ چاه ديده بگشا بر سِتم ، دراين فريبستان ، علي شمعِ شبهاي دژم ، ماهِ غريبستان ، علي ديده بگشا نقشِ انسان ماند باجامي تهي سوخت لاله ، مرد لِِِِِِيلي ، خشك شد سروِ سهي زآگهي مان جهل ماند و جهل ماند از آگهي ديده بگشا اي صنم اي ساقيِ مستان ،

رضا

ز ليلي من شنيدم يا علي گفت به مجنون هم رسيدم يا علي گفت مگر اين وادي دارالجنون است که هر ديوانه ديدم يا علي گفت نسيمي غنچه اي را باز مي کرد به گوش غنچه کم کم يا علي گفت چمن با ريزش باران رحمت دعايي کرد او هم يا علي گفت يقين پروردگار آفرينش به موجودات عالم يا علي گفت خمير خاک آدم را سرشتند چو بر مي خاست آدم يا علي گفت مگر خيبر ز جايش کنده مي شد يقين اينجا علي هم يا علي گفت علي را ضربتي کاري نمي شد گمانم ابن ملجم يا علي گفت يا علي ....

سر دلبران

سلام شعر هايی که می نويسيد فوق العاده است در ضمن اين نظر مال اون شعر هاييه که اجازه نميدين نظر بديم

انوشکا

ساده مثل اب سلام تازه واردم می خوام مثل هميشه حرفامو رک وراست بگم دوست دارم اگه ديدی نظرتو راستو حسينی بگی.انتخاب ساده مثل اب اگه از طريق خودت بوده فکر ميکنم ظاهری ساده ودلی پر از گناه داشته باشی که ميخوای درلوای اين سادگيها خودتو مخفی کنی. اگه کسی برات انتخاب کرده اون داراي اين خصوصييات ميباشد.حالا دليلهايم برای حرفم.اول!اب ساده نيست دارای ترکيبات ميباشد.دوم!به سرو صورت وتن وبدن خيليها دست نوازش ميکشد.سيم!خيلی ننجسیا رو پاک ميکنه وبعضی وقتا نجس مکنه. چارم!هرکس هر وقت بخواداونو به خونش ياهر جای ديگه بخواد ميبره.پنجم!ظاهری ارام وباطنی خروشان داره.ششم! هميشه جاری نيست بعضی وقتها راکد است.هميشه شفاف نيست.و.............. حالا به نظر شما کسی که خودش رو ساده مثل اب معرفی ميکند .واقعا اينطور است. منتظر نظريه شما ميباشم.