مناظره من و دل

386295721.jpg

دل و دروازه بازش
كاروانسرايی می ماند
بی حساب هر كه بيايد بی وقت
بی تشكر برود هر كه بخواهد هر وقت
دِلكم٬ دِلک بيچاره
هر چه بوده است
به غارت برده اند
و توی ميزبان هم وقت وداع
رهزنان را به نظاره می نشستی! 
كه مبادا دست خالی بروند از كويت!
هر چه بوده است به غارت بردند...
همه آنچه كه يک عمر عشق اش خواندی 
هر كه آمد اگرش منصف بود
اگرش از دل ما هيچ مطاعی نربود
طبق عادت اما  به در و ديوارت
با نوک خنجر عشق ٬ يادگاری بنوشت
وتوی ميزبان را كه در اين واديه نامردان...!
بسی ضربتها كه نخوردی هر دم...!
چهار قفله ات كردم
و نوشتم اول جاده دل:
آن ممه را لولو برد !
با چماقی از جسارت در دست
..در كمين بنشسته ام
از خدا می خواهم
ره زن تازه اين قافله سالار اين بار ،
دزد خوبی باشد!

...!

/ 182 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نانا

از ۱۲ اسفند تا حالا تقريبا چيزی نزديک به چند روز ديگه ميشه دو ماه گذشته !! يه اندکی هم به جای پرداختن به اين قرو فرها به پست ها برسيد که از دست نره اين ساده مثل آب طفل معصوم ! راستی اگه غضنفرو ديدی بگو فاطی دنبالش ميگرده ! به عباس آقا هم بگو واسه هفته ديگه برنامه ممد اينا کنسله ! به حاج يدالله هم بگو بسه بابا چند ماهه که محرم تموم شده چی ميخوان از جون اين کوچه که بيرون نميان از توش ! خوب فعلا ديگه پيامی ندارم ! بی زحمت اگه زحمتی نيست به ... هم بگيد ... ! راستی انگاری شما قبلا اين دورو برها يه چيزی داشتی تو مايه های سی باکس !! نه ؟ داشتی ها ! يه کمی فکر کن !! شامل فنگ شويی شد ؟

وفا

به خاطر آور ، که آن شب به برم گفتی که : بی تو ، ز دنیا بگذرم کنون جدایی نشسته بین ما پیوند یاری ، شکسته بین ما گریه می کنم با خیال تو به نیمه شب ها رفته ای و من بی تو مانده ام غمگین و تنها بی تو خسته ام دل شکسته ام اسیر دردم از کنار من می روی ولی بگو چه کردم رفته ای و من آرزوی کس به سر ندارم قصه ی وفا با دلم مگو باور ندارم

وفا

وفا بعد مدت ها اپ شد .. همه ی دوستام رو دارم خبر می کنم و شما رو ...

آجی عسل....

داداشی............ داداشی گلم............ داداشی عزیزم.................. به همین زودی تنهام گذاشتی؟.............. داداشی تو این مدت انقدر غصه خوردم.......... خواستم زنگ بزنم بهت............... ولی صبر کردم......اما خبری نشد ازت.......... داداشی سه هفته است ازت بی خبرم....... داداشی گلم دوستت دارم... آجی کوچولوت بهت احتیاج داره....

شبگرد(آرزو)

ساده عزيزم نيستی؟ من کدر شده ام ؟که زلالی ات را دريغ داری؟.. هر جايی شادکام باشی

یک عاشق

مطلب خوبی بود آموزنده و قشنگ یه مژده بدوووو ღ♥ღღ♥ღعشق آتشينღ♥ღღ♥ღآپ کرد

نانا

ساده جان سلام مثل هميشه آمدم تشکر کنم بابت بودن به موقع ات ! خيلی ممنونم که آن سرای گرگ و ميش محقر را که وا مانده است بين روشنی شبها و تيرگی روزها ، فراموش نکرده ای و با آمدنهای گاه به گاهت ، بی معرفتی مرا پر رنگ تر ميکنی ! هر چند که من بیش از شما در این سادگی ها روانم یا شاید روانه ام !! به رسم ادب : . . . . . . . . دمت قيژ !

سوشیانت

salam zahra jan shomarato gom kardam age mitoni khodet baham tamas begir nemitoni off bezar zamn bede on sham montazeram

خاطره

انتظار نداشتم تا هميشه هم سلولي من بموني ... انتظار نداشتم چون محكوم به حبس ابد بودم ، تو هم فكر فرار رو از سرت بيرون كني ! انتظار نداشتم شريک غم هام بشي و شاديهاي كوچيكت رو به من تعارف كني ... انتظار نداشتم وقتي از پشت ميله ها، آزادي رو نگاه مي كني، منو هم تو روياهات بـبـيـنـي ... انتظار نداشتم وقتي يواشكي كليدها رو از جيب نگهبان برداشتي، منو محرم بدوني ! حتي انتظار نداشتم وقتي تو اعماق شب از سلول خارج شدي، كليدها رو با خودت نبري ... !